شکوفه
بعد از کلی وقت دوباره اومدم بنویسم :)
از اون روزی که برف اومد دیگه چیزی ننوشتم
چند هفته پیش با اینکه اصلا انتظارش رو نداشتیم ولی یه عالمه برف اومد
توی دانشگاه وقتی برف میاد اصلا انگار یه شهر دیگه میشه
همه جاش قشنگ میشه، از درختای کاج گرفته تا زمینای خالی و چمن کنار دریاچه
با چندتا از بچه ها رفتیم برف بازی و سر تا پای هممون خیس شد
برف بازی با بقیه بچه های کلاس باعث شد یاد دوستای پارسالم بیفتم...دوستیای که فکر میکردیم تا ابد پایداره ولی حتی یک سالم دووم نیاورد
روزی که برف میبارید با مامان و بابا رفتیم بیرون و توی برف ها راه رفتیم، خیلی خیلی حس خوبی داشت ❄
قبل از اینکه برف بیاد بعضی از درختای دانشگاه شکوفه داده بودن
با اینکه روشون برف نشسته بود ولی هیچکدومشون نریختن و حتی هنوزم تازه و سرحالن 🥹
این روزا هم دانشگاه توی شکوفه غرق شده و زیباییش رو نمیشه توصیف کرد 🥹🌸💕
