بهترین سال ها
فردا سومین روزیه که توی ترم جدید میرم دانشگاه
نمیخوام غر بزنم ولی
واقعا خستم...دلم میخواد سه چهار ماه از همه چی دور باشم
همه چی...
از شروع دانشگاه تا الان، هر ترم با ترم قبل کلی زندگیم فرق کرده
انگار هر ترم از یه فصل زندگی میرم به فصل جدید...
وقتی به مامانم میگم خستهم میگه پشیمون میشی که قدر این روزا رو نمیدونی، الکی غر نزن
ولی من واقعا خستم...
چیزایی که توی این یک سال و نیم تجربه کردم انقدر زیاد بودن که حس میکنم هنوز حتی فرصت نکردم باهاشون کنار بیام
فقط اینطوری بود که یه اتفاق جدید میفتاد و برای اینکه دربرابرش دووم بیارم باید از اتفاق قبلی میگذشتم
همه میگفتن دانشگاه خیلی خوبه، استادا میگفتن این چهار سال کارشناسی بهترین سالای عمرتون میشه...
پس چرا من تو این مدت بدترین سالای عمرم رو تجربه کردم...
