روز پدر
اولین عیدی بود که مامانِ بابا دیگه توی این دنیا نبود
میخواستم امسال روز پدر براش سنگ تموم بذارم که مامان جانم از اون بالا نگاهمون کنه و از خوشحالی بابا خوشحال بشه
ولی چون حالم خوب نبود نتونستم برم بیرون
خیلی ناراحتم🥲
حالا به جاش فردا میرم یه چیز خوب براش میخرم و با مامان قرار گذاشتیم براش کیک شکلاتی که دوست داره درست کنیم
البته مامانم این روزا گردنش درد گرفته و سختشه کیک بپزه ولی کمکش میکنم که سختش نباشه
🙃
