مثل قدیمها
خب فهمیدم که نسبت به بچگیهام تغییری نکردم و هنوزم تحت تاثیر قهرمانان تنیس قرار میگیرم ؛)
امروز عصر جانان رو مجبور کردم که بازی کنیم
جانان همیشه خیلی غر میزد که بازی نکن و برات خوب نیست و از این حرفا
ولییی امروز، اصلا غر نزد، انگاری خودش هم دلش برای یه بازی درست حسابی تنگ شده بود :)
به هردومون خیلی خوش گذشت 🫶🏻
