موهايم  ؛)

یکی از چیزایی که نشون میده افسردگی حسابی توی زندگیم جا خوش کرده، اینه که نزدیک سه ماهه هرروز دارم بخاطر موهام گریه می‌کنم

اونم کی؟ منی که فوقش دو سه ماه یه بار اشکم در میومد

قضیه از این قرار بود که با کلی ذوق رفتم آرایشگاه، دفعه قبل موهام رو خیلی خوشگل کوتاه کرده بود، می‌خواستم دوباره همونطوری بشه

دقیقا همون مدل قبلی رو ازش خواستم ولی نمیدونم دقیقا چی کار کرد.. اصلا گاهی تعجب می‌کنم، چی با خودش فکر کرد که برام این مدلی کوتاه کرد؟ اصلا یه مدل ناشناخته زشت و نامرتب

یه جاهایی از موهام انقدر کوتاه شده که بعد از دو ماه و خورده‌ای هنوز درست نشده

میدونم بلند میشه و درست میشه

میدونم چیز مهمی نیست

همه اینارو می‌دونم

ولی همیشه موهام، خوشگل کردنشون و گل سر زدن.. یه دلخوشی کوچیک توی زندگیم بود

بعد من با کلی ذوق، به هوای اینکه دوباره موهام رو به خوشگلی دفعه قبل کوتاه می‌کنه رفتم توی آرایشگاه

نمی‌دونستم انقدر زشت و کوتاه میشه که دیگه حتی یه گل سر کوچیک هم نمی‌تونم بزنم..

درواقع اینکه بدجوری توی ذوقم خورد.. باعث شده تا الان نتونم باهاش کنار بیام

واقعا موضوع مسخره‌ایه.. حتی ارزش نداره بخاطرش ناراحت باشم

ولیییی، گاهی هم دلم میخواد ادای آدم‌هایی رو در بیارم که دغدغه‌شون فقط همین رنگ و مدل مو و خریدن لوازم آرایش و این چیزاست..🫠

🍀 جمعه شانزدهم مرداد ۱۴۰۵ 🍀 22:18 🍀 ♡ 🍀 🍀