میان‌بر

داشتم برای امتحان فردا می‌خوندم که یهویی یادم افتاد امتحان فردا رو که بدم، فقط یه امتحان میمونه و بعدش..

کارشناسی تموم میشه :)

به همین زودی؟ اینطوری؟

آخرین بار که همکلاسی‌ها و دوست‌هام رو دیدم هفته اول دی بود

کی فکرش رو می‌کرد انقدر از هم دور می‌شیم..

کی فکرش رو می‌کرد کارشناسی اینطوری تموم میشه..

ولی حداقل این سال آخر، اون چند ماه اول ترم ۷، روزهای واقعا خوبی رو گذروندم

هرچند که از دی ماه به بعد دیگه هیچ چیز خوب پیش نرفت

اهدافی که برای بعد از کارشناسی داشتم..فقط دورتر و دورتر شدن

دوست‌های خوبم رو بخاطر اختلاف عقایدمون از دست دادم

و خیلی چیزهای دیگه

و در نهایت هم.. مریض شدن رزا

واقعا این‌همه اتفاق اونم فقط توی چند ماه.. باورش برای خودم هم سخته..

بین همه‌ی این اتفاق‌های عجیب، نتیجه‌ی استعداد درخشان و قبول شدن ارشد رشته‌ای که می‌خواستم، از معدود اتفاق‌هایی بود که خوشحالم کرد..

سعی کردم از این حقیقت که فعلا نمی‌تونم به اهدافی که برای ارشد داشتم برسم، فرار‌ کنم.. ولی تا ابد که نمیشه فرار کرد

پس تصمیم گرفتم به چشم یه مسیر تازه بهش نگاه کنم

کی می‌دونه.. شاید این مسیر حدید، میان‌بری باشه به اون مقصدی که می‌‌خواستم بهش برسم 🍀

🍀 یکشنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۵ 🍀 18:22 🍀 ♡ 🍀 🍀