پشت بوم

مامان داره سبزی پاک می‌کنه

بوی سبزی‌ای که توی خونه پیچیده، باعث میشه احساس کنم مامان‌جونی نشسته توی هال و داره سبزی‌ها رو پاک می‌کنه

همیشه موقع سبزی پاک کردن کلی با همه شوخی می‌کرد و می‌خندید

دلم براش تنگ شده.. خیلی خیلی زیاد

دلم میخواد برم محکم بغلش کنم، بشینم سر سفره غذاهای خوشمزه‌اش رو بخورم.. بعدظهرها زیر آفتاب بشینیم کیک و چایی بخوریم

دلم برای همه اون لحظه‌ها تنگ شده

فکر می‌کردم تا ابد، همه‌ی تابستون‌های زندگیم قراره همونقدر خوب و قشنگ باشه

🍀 جمعه نوزدهم تیر ۱۴۰۵ 🍀 20:58 🍀 ♡ 🍀 🍀