ترم ۷

یکشنبه، آخرین امتحان ترم ۷ رو دادیم و این ترم طولانی و عجیب غریب بالاخره تموم شد

ترم ۵ واقعا بهم خوش گذشت، فکر می‌کردم ترم ۷ هم قراره همونقدر خوب باشه ولی خب.. نبود :)

می‌تونم بگم سرنوشت‌ساز‌ترین ترم دانشگاه بود... آره، بیشتر از صد تصمیم مختلف گرفتم و تونستم در نهایت ذهنم رو سر و سامون بدم و یه مسیر برای خودم مشخص کنم (سخت‌ترین مسیر رو انتخاب کردم :>>)

دوستایی که این ترم باهاشون وقت می‌گذروندم به‌‌دنبال وقایع اخیر ذات واقعیشون رو نشون دادن و عمیقا ازشون‌ ناامید شدم، سر این موضوع چندین روز واقعا ناراحت بودم و غصه خوردم... هنوزم باورم نشده کسایی که امید داشتم قراره دوستای خوب من باقی بمونن، همچین آدمایی بودن.. اشکالی نداره به هر حال حداقلش خوشحالم که قبل از اینکه دیر بشه این چیزا رو فهمیدم

دیگه... درمورد این ترم، انقدر اتفاقای جورواجور افتاد که نمی‌دونم از چی بنویسم

ولی در نهایت، مثل پایان ترم ۵ و ترم ۳، همون احساس افتخار به خودم رو دارم، من از سختی‌های این ترم هم با موفقیت رد شدم

خیلی چیزا یاد گرفتم، خاطره‌های خوب و بد زیادی ساخته شد

و امسال، آخرین پاییز و زمستونی بود که توی این دانشگاه می‌گذروندم... دیگه قرار نیست تعطیلی بین ترم زمستونی داشته باشیم... تعطیلی‌های آلودگی‌ هوا، سرمای مسیر دانشگاه، وقتی شب‌ها از دانشگاه برمی‌گشتم، اون منظره‌های پاییزی فوق‌العاده.. این ترم همشون رو برای آخرین بار تجربه کردم، سعی کردم همه‌شون رو به‌خاطر بسپرم.. قشنگ‌ترین پاییز‌ و زمستون‌های زندگی من توی همین چهار سال و توی این دانشگاه ساخته شدن 🩷

🍀 پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۴ 🍀 15:3 🍀 ♡ 🍀 🍀