مرحله
دریای ۲۰ ساله، این نامهای به توئه، نامهی معذرتخواهی دریای ۲۱ ساله به تو:
اون رویا رو یادت میاد؟ رویا و هدفی که یه شب تابستونی وقتی کلاس دهم بودی، توی خونه مامان بزرگ تصمیم گرفتی هرجوری شده بهش برسی
تو پای اون رویا موندی، براش تلاش کردی
هرکی تلاشهات رو دید بهت گفت قطعا موفق میشی (البته به جز خانواده..)
یه نگاه بنداز... اون موقع ۱۵ سالت بود و تا وسطهای ۲۱ سالگی پای رویات وایسادی
ولی آخرای ۲۱ سالگی... نه اینکه بیخیال اون رویا شده باشی.. فقط مسیرت عوض شد
میدونم.. از همین الان میدونم که توی دو سه سال آینده، هرروز سرزنشم میکنی.. میدونن
ولی من مجبور شدم این تصمیم رو بگیرم.. دوست داشتی یه مدت طولانی بیکار توی خونه بشینی؟ دوست داشتی برای رسیدن به اون رویا کارایی انجام بدی که علاقهای بهشون نداری؟ میخواستی با عجله بهش رسیده باشی بدون اینکه بتونی بعد از رسیدن بهش، باهاش کیف کنی و از زندگیت لذت ببری؟
میدونم که تو هم اینو نمیخواستی..
دریای ۲۱ ساله اون هدف رو تغییر نداد، فقط یه هدف دیگه به زندگیت اضافه کرد که قبل از رسیدن به اون هدف اصلی، باید اول به این یکی برسی..
اشکالی نداره، به خودمون اعتماد کن
خیلی چیزا دست ما نبود... ما مقصر نبودیم.. میدونی یه وقتایی احساس میکردم "اصلا من حق دارم همچین رویایی داشته باشم؟"
دریا، تو وضعیت رو میبینی... میبینی که نمیتونی همچین آرزوهای بزرگی داشته باشی...
میدونم که قبول کردنش برات سخت بود، میدونم هیچوقت باور نکردی
ولی این حقیقتیه که هرگز نمیتونیم ازش فرار کنیم..
پس برای همین
نه اینکه بیخیال اون رویا شده باشم.. اصلا اینطور نیست..
من هنوزم مثل قبل تلاش میکنم، هنوزم اون زندگی رو تصور میکنم..
ولی فعلا نمیشه که بشه..
پس بیشتر تمرکزم رو مرحله جدیدی که باید بهش برسم میذارم..
تا دست پر بریم سراغ اون هدف اصلیمون🤍
