..
دو سال پیش همین موقعها بود که تصمیم گرفت دوباره خودشیرینی کنه و خودش رو نشون بده و بگه من هنوزم هستما، من رو یادت نره :)) کلی بدبختی کشیدم تا بالاخره جمع کرد رفت پی کارِش
حالا این روزا داره دوباره سر و کلهش پیدا میشه...هر روز یا هر دو روز خودش رو نشون میده و میگه آماده باش، قراره این سری دهنت رو حسابی سرویس کنم
اصلا و ابدا دلم نمیخواد حداقل تا ۲۵ سالگیم، پام دوباره به بیمارستان و این چیزا کشیده بشه..دو سال پیش به اندازه کافی قیافه همه دکترا رو دیدم و انواع چیزارو رو تجربه کردم
این سری هرطوری شده نمیذارم اتفاقای دو سال پیش برام تکرار بشن...دیگه تحمل هیچکدوم از اون روزا ندارم..
