نزدیک‌تر

فردا اولین روزه که قراره کارم رو شروع کنم

یادمه که از وقتی کلاس اول بودم وقتی ازم می‌پرسیدن میخوای چیکاره بشی میگفتم معلم

زمان گذشت و هدف و شغل مورد‌علاقه‌ی منم تغییر کرد ولی انگار ناخواسته، در کنار تلاش‌هایی که برای رسیدن به هدف فعلیم می‌کردم، به اون هدف قدیمی که میشه گفت اول هدف زندگیم بود رسیدم

فردا برای اولین بار قراره کارم رو به‌عنوان معلم چندتا دختربچه‌ی کلاس سوم و چهارمی شروع کنم

حس خیلی عجیبی داره و انقدر براش ذوق دارم که دوست دارم زودتر فردا بشه و ببینمشون و باهاشون آشنا بشم 🥹

توی زندگیم همیشه به اتفاقای غیرقابل پیش‌بینی اعتقاد داشتم و معلم شدن من هم یکی از یهویی ترین اتفاقایی بود که تجربه کردم

خوشحالی اولش و هیجان قبل از مصاحبه‌ش، استرس نتیجه‌ی مصاحبه، خوشحالی قبول شدن توی مصاحبه، تردید امضا کردن قرارداد و یه عالمه حس و حال عجیب و مختلف که همش توی این یه ماه گذشته اومده بود سراغم

الان که بهش فکر میکنم همه‌ی اون حس‌ها برام تبدیل به یه خاطره‌ی خوب و جدید شده

خلاصه‌ی که برای فردا خیلی خیلی هیجان دارم

یه حس جدید ترکیبی از استرس و هیجانه 🥹😂

ولی واقعا خوشحالم 🍀🩷✨️

خدایا شکرت 🍬🍃✨️

🍀 چهارشنبه دوم آبان ۱۴۰۳ 🍀 20:20 🍀 ♡ 🍀 🍀