سردرگمی

بالاخره تو مصاحبه شغلی که فکر می‌کردم خیلی دوستش دارم قبول شدم و حالا فقط مونده امضای قرارداد

حالا که به اینجا رسیدم مردد شدم

گاهی فکر میکنم شاید برای کار کردن هنوز زود باشه، هنوز نصف ۲۰ سالگیم مونده و به قول مامان‌بزرگم الان توی قشنگ‌ترین دوران زندگیمم

میتونم به جای اینکه استرس کار و درآمد داشته باشم، از این دوره‌ی زندگیم لذت ببرم، کارایی که دوست دارم انجام بدم و ...

ولی گاهی هم فکر میکنم چقدر خوبه که این کار رو پیدا کردم، به خودم افتخار می‌کنم و بخاطرش خوشحال میشم

این مدت که برای امضای قرارداد مردد بودم خیلی به مامان بزرگم فکر کردم

اگه بود و ازش نظر میخواستم جوابش یکی از این دوتا بود

- "باریکلا، آره مامان، معلومه که خیلی خوبه، هم برات تجربه میشه هم میتونی از الان کم کم پس‌انداز کنی. غصه‌ی چی رو میخوری؟ هرچی هم شد مبادا غصه بخوریا. دختر قشنگ من بلده چطوری خودش رو خوشحال کنه. هرموقع خسته شدی و دلت گرفت بیا به خودم بگو. قول میدم یه کاری کنم خستگیت در بره"

یا اینکه میگفت

- " نه، مامان. تو هنوز جوونی. تو ‌که انقدر باهوشی حتما میتونی بعد از اینکه لیسانست رو گرفتی کار کنی و پول در بیاری. الان که سنی نداری. از این روزات لذت ببر و کارایی که دوست داری بکن. روزای جوونیت دیگه برنمیگردن پس حسابی ازش لذت ببر."

‌

توی این سردرگمی گیر کردم و نمیدونم چیکار کنم

اولین بار، بهمن پارسال بود که مامان و بابام خواستن کار کنم، چشمشون به وعده‌ی الکی درآمد ماهی ۱۵ میلیون اون شرکت تقلبی خورد و بدون اینکه به مت بگن برای کلاسای آموزشی قبل از استخدامش، کلی پول دادن و ثبت نامم کردن

بعد از اون موقع که فهمیدم مامان بابام میخوان کار کنم، خودم دنبال کاری گشتم که دوستش داشته باشم و بالاخره پیداش کردم ولی الان انگار این کار رو برای خودم نکردم

معلومه که اگه به خودم بود و میتونستم هرکاری دوست دارم انجام بدم، هیچ وقت از ۲۰ سالگی سراغ کار کردن نمی‌رفتن. برای زندگیم کلی برنامه ریختم ولی کار کردن توی هیچکدوم برنامه‌هام نبوده

میدونم که اگه این قرارداد رو امضا کنم و سر کار برم بخاطر مامان بابام بوده ولی انگار

تا الآن همه‌ی کارایی که توی زندگیم کردم، برای مامان بابام بوده...برای خوشحال کردن اونا

از رشته‌ی دبیرستان و دانشگاه تا همین کار کردن...

میدونم که چقدر در حقم لطف و خوبی کردن ولی یعنی یه روزی میرسه که بتونم هم برای خودم زندگی کنم و هم اونا رو خوشحال کنم؟

برای امضای این قرارداد باید چه تصمیمی بگیرم؟ رهاش کنم وقتم رو صرف رسیدن به رویاهام بکنم یا انجامش بدم و این حس که درآمد خودم رو دارم تجربه کنم؟

چطوری برای خودم زندگی کنم؟

چطوری شجاعت لازم برای "برای خودم زندگی کردن" رو بدست بیارم؟

باید چیکار کنم...

🍀 چهارشنبه هجدهم مهر ۱۴۰۳ 🍀 21:24 🍀 ♡ 🍀 🍀