روز خوب

امروز حوصله‌ی هیچی و هیچکس رو نداشتم ولی به طور اتفاقی بعد از مدت‌ها تنها بودن توی دانشگاه، بالاخره با چندتا از بهترین بچه‌های کلاسمون وقت گذروندم

مثل روزای اول دانشگاه با هم ناهار خوردیم و بعدش دو ساعت تموم از چیزای مختلف برای هم گفتیم و خندیدیم

خیلی خیلی خیلی خوش گذشت و باعث شد کل استرسم برای فردا از بین بره :)

وقت گذروندن با بچه‌ها امروز حال و هوام رو حسابی عوض کرد ✨️

خدایا شکرت 🍀🩵

🍀 چهارشنبه بیست و یکم آذر ۱۴۰۳ 🍀 0:56 🍀 ♡ 🍀 🍀

..

دو سال پیش همین موقع‌ها بود که تصمیم گرفت دوباره خودشیرینی کنه و خودش رو نشون بده و بگه من هنوزم هستما، من رو یادت نره :)) کلی بدبختی کشیدم تا بالاخره جمع کرد رفت پی کارِش

حالا این روزا داره دوباره سر و کله‌ش پیدا میشه..‌.هر روز یا هر دو روز خودش رو نشون میده و میگه آماده باش، قراره این سری دهنت رو حسابی سرویس کنم

اصلا و ابدا دلم نمیخواد حداقل تا ۲۵ سالگیم، پام دوباره به بیمارستان و این چیزا کشیده بشه..دو سال پیش به اندازه کافی قیافه همه دکترا رو دیدم و انواع چیزارو رو تجربه کردم

این سری هرطوری شده نمی‌ذارم اتفاقای دو سال پیش برام تکرار بشن...دیگه تحمل هیچکدوم از اون روزا ندارم..

🍀 یکشنبه هجدهم آذر ۱۴۰۳ 🍀 21:6 🍀 ♡ 🍀 🍀