<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>♡ TO REMEMBER ♡</title>
<link>https://flowa.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 19 Sep 2026 21:05:41 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>ورودی دانشکده</title>
<link>https://flowa.blogfa.com/post/241</link>
<description>جشن فارغ‌التحصيلی... هیچوقت فکرش رو نمی‌کردم قراره یه روز همه بچه‌های کلاس توی ورودی دانشکده بایستن و با لباس فارغ‌التحصيلی عکس بگیرن و من توی اون عکس نباشم :) کفش‌هایی که دقیقا یک سال پیش خریدم، حتی یک بار هم نپوشیدمش چون می‌خواستم اولین توی جشن بپوشم حیف...</description>
<pubDate>Sat, 19 Sep 2026 21:05:41 +0330</pubDate>
<dc:creator>flowa</dc:creator>
<guid>flowa.blogfa.com/post/241</guid>
</item>
<item>
<title>یکشنبه ۲</title>
<link>https://flowa.blogfa.com/post/240</link>
<description>یک مسیر دیگه هم به بن بست خورد و دارم به یکشنبه که به اون پول نیاز دارم نزدیک‌تر میشم واقعا زیاد نیست‌ها... ولی نمی‌دونم چرا نمیشه.. خدایا خواهش می‌کنم خودت هرچی خیر و صلاحه جلوی پام بذار💛</description>
<pubDate>Thu, 17 Sep 2026 18:21:24 +0330</pubDate>
<dc:creator>flowa</dc:creator>
<guid>flowa.blogfa.com/post/240</guid>
</item>
<item>
<title>یکشنبه...</title>
<link>https://flowa.blogfa.com/post/239</link>
<description>این پنج تومن رو جور کنم و این قضیه به خیر و خوشی بگذره قول میدم توی مهر به خودم و مامان و بابا یه جایزه حسابی بدم 😭</description>
<pubDate>Thu, 17 Sep 2026 12:05:31 +0330</pubDate>
<dc:creator>flowa</dc:creator>
<guid>flowa.blogfa.com/post/239</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://flowa.blogfa.com/post/238</link>
<description>واقعا دلم نمی‌خواست همچین چیزهایی رو اینجا بنویسم ولی به عنوان یک صحبت خودمونی بین من و شمایی که وبلاگ من رو می‌خونین.. میشه اگر راهی یا جایی رو می‌شناسین، که وام یا درآمد سریع داشته باشه... در حدی که بتونم توی دو سه روز پنج میلیون جور کنم.. بهم معرفی کنین؟ خیلی جاها رو امتحان کردم برای پروژه‌های فریلنسری پیشنهاد دادم ولی هیچکدوم جواب نداد چیز خاصی هم ندارم که بتونم برای فروش بذارم توی دیوار از نوشتن چنین چیزی در اینجا واقعا شرمنده‌ام..</description>
<pubDate>Wed, 16 Sep 2026 22:00:47 +0330</pubDate>
<dc:creator>flowa</dc:creator>
<guid>flowa.blogfa.com/post/238</guid>
</item>
<item>
<title>نگرانی ها</title>
<link>https://flowa.blogfa.com/post/237</link>
<description>گاهی احساس می کنم جسم و روحم دیگه توان تحمل این همه نگرانی رو نداره... چرا بابا انقدر لاغر شده؟... کاش این عادت پنهون کاری توی خانواده ما وجود نداشت... یهویی میاد میگه امشب اشتها ندارم هیچی نمی تونم بخورم خب آخه چرا... توی این 22 سال عمرم، این روزهای اخیر برای اولین بار این حرف رو از بابا شنیدم، بابا در هر شرایطی هرطوری که شده غذاش رو با اشتها میخورد طوری که ماهم از دیدن غذا خوردنش دوباره گرسنه می شدیم.</description>
<pubDate>Tue, 15 Sep 2026 19:06:53 +0330</pubDate>
<dc:creator>flowa</dc:creator>
<guid>flowa.blogfa.com/post/237</guid>
</item>
<item>
<title>جشن فارغ‌التحصیلی </title>
<link>https://flowa.blogfa.com/post/236</link>
<description>فردا جشن فارغ‌التحصیلیه :) و من قرار نیست شرکت کنم.. توی دنیای موازی، امشب از ذوق فردا خوابم نمی‌برد لباس‌هام رو اتو و آماده کرده بودم، کفش‌هام رو واکس زده بودم احتمالا داشتم به مامان می‌گفتم کدوم لباسش رو بپوشه و اونکه خودش میخواد بپوشه رو نپوشه &gt; از پارسال ویدیوهای مختلف جشن فارغ‌التحصیلی رو برای خودم سیو کرده بودم، دو ماه پیش لباسی که می‌خواستم بپوشم رو هم خریدم... خیلی براش ذوق داشتم... خیلی خیلی زیاد فکر می‌کردم این جشن، مامان و بابا رو هم خوشحال</description>
<pubDate>Mon, 07 Sep 2026 17:36:19 +0330</pubDate>
<dc:creator>flowa</dc:creator>
<guid>flowa.blogfa.com/post/236</guid>
</item>
<item>
<title>روز اول</title>
<link>https://flowa.blogfa.com/post/235</link>
<description>تصمیم‌ گرفتم با چندین برابر بیشتر از توانم تلاش کنم امروز اولین روز بود و واقعا این کار رو کردم نمی‌دونم آخر این مسیر به کجا می‌رسه نمی‌دونم ممکنه پشیمون بشم یا نه ولی ترجیح میدم فعلا به این چیزا فکر نکنم، ادامه می‌دم و می‌رسم.. نمی‌تونم بخاطر ترس از پشیمون شدن، قید کل مسیر رو بزنم کی میدونه، اصلا شاید این تصمیم به بهترین تصمیم زندگیم تبدیل بشه ؛)</description>
<pubDate>Sat, 05 Sep 2026 18:59:04 +0330</pubDate>
<dc:creator>flowa</dc:creator>
<guid>flowa.blogfa.com/post/235</guid>
</item>
<item>
<title>چند ماه </title>
<link>https://flowa.blogfa.com/post/234</link>
<description>دیگه به این نتیجه رسیدم که چاره‌ای جز تلاش با چند برابر بیشتر از توانم ندارم بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم، فهمیدم بین کار و درس باید یکی رو انتخاب کنم و درس رو انتخاب کردم درمورد کار و درآمد، تصمیم گرفتم یه مدت دوباره مثل بچگی‌هام به بابا اعتماد کنم و منتظر بمونم کارهاش درست بشه متاسفانه این مدت فهمیدم نمی‌تونم کار و درس رو باهم به بهترین شکل انجام بدم، یا باید از درس بزنم برای کار و یا برعکس...و این باعث میشه هردوشون به خوبی پیش نرن فعلا اولویتم درس و</description>
<pubDate>Fri, 04 Sep 2026 19:09:43 +0330</pubDate>
<dc:creator>flowa</dc:creator>
<guid>flowa.blogfa.com/post/234</guid>
</item>
<item>
<title>دوست خوب...</title>
<link>https://flowa.blogfa.com/post/233</link>
<description>گاهی دلم برای هانه تنگ میشه... بهترین روزهای دانشگاه رو کنار هم گذروندیم به یکی از با ارزش‌ترین آدم‌‌های زندگیم تبدیل شده بود ولی یهو... اعتقاداتش رو به من ترجیح داد یا چی؟ چی شد؟ من که به افکار و اعتقادی که داشت توهینی نکردم می‌دونم اواخر سال گذشته خیلی از دوستی‌ها از هم پاشیدن ولی هانه برای من فرق داشت، من می‌دونستم چقدر خوش‌قلب و مهربونه، مهم نبود اگه افکارش با من فرق داره.. من حاضر بودم کنارش بمونم ولی اون چی...</description>
<pubDate>Tue, 01 Sep 2026 21:58:02 +0330</pubDate>
<dc:creator>flowa</dc:creator>
<guid>flowa.blogfa.com/post/233</guid>
</item>
<item>
<title>این روزها</title>
<link>https://flowa.blogfa.com/post/232</link>
<description>پارسال همین موقع‌ها، خیلی خوشحال بودم چون فکر می‌کردم با گذر زمان، بهش نزدیک و نزدیک‌تر میشم ولی چند ماهه که هرروز دورتر و دورتر می‌شم گاهی به خودم میگم، نه... تو نباید همچین آرزویی داشته باشی، یه نگاه به وضع خانواده‌ات بنداز.. چطور میتونی همچین چیزی بخوای.. ولی کلا برام عجیبه.. چرا یهو همه چی سخت‌تر شد روزی که اون دندونم شکست خیلی ناراحت بودم ولی به خودم گفتم غصه نخور، فعلا چیزی نیست، دندون که مهم نیست بعدا درستش میکنی..اوضاع ممکنه سخت‌تر بشه، یه دندون که</description>
<pubDate>Tue, 01 Sep 2026 21:49:24 +0330</pubDate>
<dc:creator>flowa</dc:creator>
<guid>flowa.blogfa.com/post/232</guid>
</item>
</channel>
</rss>
